شیردهی و احکام محرمیت (رضاع)

شرایط رضاع‏


در حدیثى منقول از امام صادق‏علیه السلام آمده که از ایشان پرسیده‏شد از زنى که بدون زایش شیر دارد ودختر وپسرى را از این شیرتغذیه مى کند آیا همین شیر، همچون رضاع، آن دو را با هم محرم‏مى‏سازد؟ حضرت‏علیه السلام فرمود: خیر.

در خبرى به نقل از امام على‏علیه السلام آمده است که فرمود: شیرحرام، حلال را حرام نمى کند، مانند زنى که با شیر همسرش کودکى‏را شیر دهد، سپس با شیرى که از زنا به وجود آمده است دیگرى‏راشیر دهد.

                        

  تفصیل احکام:


فقها براى رضاعى که محرمیت به دنبال دارد شروطى را به شرح‏زیر نهاده‏اند:


شرط اول  این که شیر، پس از ازدواج باشد


این شرط فروعى دارد که آنها را بیان مى کنیم:

الف  این که شیر زن در پى ازدواج پدید آمده باشد، پس اگردوشیزه‏اى شیر در سینه او روان شود وکودکى را با آن شیر تغذیه کند،این شیر موجب محرمیت او نمى‏شود وبر پایه احادیث رسیده‏پیوندى را به وجود نمى‏آورد، ولى احتیاط آن است که از ازدواج با آن‏که اصطلاحاً مادر رضاعى یا خواهر رضاعى نامیده مى‏شود پرهیزگردد.

ب  اگر زنى  والعیاذ باللَّه  زنا داد وحامله شد ووضع حمل کردوسپس کودکى را با شیر خود تغذیه کرد، این شیر موجب محرمیت اونمى‏گردد وبر حسب نظر مشهور فقهاء، واحتیاط آن است که مانندمسأله پیشین پرهیز شود.

ج  اگر مردى با زنى به گمان این که همسر اوست نزدیکى کند  که‏در اصطلاح فقهى شبهه نامیده مى‏شود  وآن زن حامله شود وطفلى‏به دنیا آورد، فراگیرى محرمیت با این شیر، موافق احتیاط است.

د  اگر زن حامله‏اى طلاق داده شود وسپس وضع حمل کندوکودکى را شیر دهد موجب محرمیت مى‏شود، زیرا این شیر به‏واسطه ازدواج صحیح پدید آمده است.

ه  اگر زن حامله‏اى طلاق داده شود وسپس وضع حمل کندودوباره به عقد مرد دیگرى در آید وکودکى را شیر دهد، محرمیت‏پدید مى‏آید، ولى صاحب شیر همسر اول اوست، بنابراین همسراول پدر رضاعى آن کودک به شمار مى‏آید نه همسر دوم زن، مگر آن‏که از نو حامله شود وشیر اول قطع گردد ودوباره شیر در سینه او پدیدآید که فقها گفته‏اند: این شیر از آن شوهر دوم است واو پدر رضاعى‏کودک است نه شوهر اول.

اگر ما از نظر علمى امکان یافتیم منشأ شیر را شناسایى کنیم‏ودریابیم که آیا این شیر از حاملگى اول است یا دوم باید به علم عمل‏کنیم وصاحب شیر همسر اول یا دوم را پدر رضاعى طفل‏بشماریم.


شرط دوم  مقدار شیر خوارگى


قرآن کریم مى فرماید: وَأُمَّهَاتُکُمُ الَّلاتِی أَرْضَعْنَکُمْ وَأَخَوَاتُکُم مِنَ‏الرَّضَاعَةِ....

... ومادران رضاعى شما، وخواهران رضاعى شما...

از این آیه استفاده مى‏کنیم آن شیر خوارگى که محرمیت را موجب‏مى‏شود همان است که زن شیرده را مادر ودختر او را خواهر مى‏گرداند. ومادر، اصل وجود انسان است وشیرى که نه گوشتى برویاندونه خونى پدید آورد کافى نخواهد بود.

حدیث شریف:

  از امام صادق‏علیه السلام نقل است که فرمود: رضاع محرمیتى راموجب نمى‏شود مگر آن که خون وگوشتى را پدید آورد.

  ونیز مى‏فرماید: رضاع محرمیتى را موجب نمى‏شود مگر آن‏که گوشتى برویاند واستخوانى را محکم گرداند.

  حضرت باقرعلیه السلام به هنگام پرسش از حد رضاع فرمود: رضاع‏در کمتر از یک شبانه روز یا پانزده بار شیر دادن پى در پى، از یک زن‏که آن شیر حاصل یک مرد باشد بدون آنکه شیر زن دیگرى میان آن‏فاصله شده باشد، موجب محرمیت نمى‏شود.

  از ابن ابى یعفور روایت شده که گفت: از حضرت‏علیه السلام پرسیدم‏چگونه رضاع موجب محرمیت مى شود؟

حضرت‏علیه السلام فرمود: اگر به قدرى شیر دهد که شکم کودک پرگردد واین موجب مى شود که گوشت او بروید وخون در او پدید آیدوچنین است که محرمیت به وجود مى آید.


تفصیل احکام:

روییدن گوشت، معیار محرمیت‏

براى آن که رضاع موجب محرمیت شود وخویشى پدید آورد بایدبه قدرى باشد که گوشتى برویاند وخونى بسازد واستخوانى استوارگرداند، واین امر به وسیله افزایش وزن ورشد پیوسته استخوان‏وجریان خون در گونه‏ها وطراوت چهره کودک ونظایر آن از علاماتى‏که مادران شیر دهنده مى شناسند، فهمیده مى‏شود.

واقوى آن است که روییدن گوشت وپدید آمدن خون کفایت‏مى‏کند حتى اگر استخوان که  ظاهراً  در مرحله بعد قرار دارد استوارنگردد.

باید روییدن به گونه‏اى اساسى به تعداد شیر دادنها از همان زن‏بستگى داشته باشد، اما در صورتیکه کودک با شیر دیگرى تغذیه کندشرط تحقق نمى‏یابد.

شارع مقدس به هدف آسان‏گیرى ووسعت بر مردم براى تحقق این‏شرط دو حد عرفى قائل شده که عبارتند از:

شیر خوردن یک شبانه روز یا پانزده بار پى در پى شیر بخورد.


الف  شیر خوارگى یک شبانه روز:


اگر کودکى از نیمروز جمعه تا ظهر روز شنبه از پستان یک زن شیربخورد آن زن مادر رضاعى او مى گردد به شرط آن که غذاى طفل دراین مدت تنها شیر او باشد، اما اگر از شیر یا خوراک دیگرى تغذیه کردبه گونه اى که  به واسطه آن  استخوانش استوار گشت یا گوشت بر اورویید وخون در او پدید آمد کفایت نمى کند.

آرى، غذاى اندک زیانى نمى‏رساند.

واگر کودک در طول این مدت مریض باشد یا زن شیرده آنقدر کم‏شیر باشد که شیر او نه گوشتى را برویاند ونه خونى را پدید آورد ایجادمحرمیت دور به نظر مى رسد وپیمودن راه احتیاط در چنین موردى‏بهتر است.


ب  شیر خوارگى پانزده باره:


هرگاه شمار شیر دادن به پانزده رسید این شیر گوشت مى‏رویاندوخون پدید مى آورد، اما اگر ده بار شیر دادن توانست استخوانى رااستوار گرداند یا گوشتى را برویاند یا خونى را پدید آورد ظاهراً کفایت‏مى کند ودر غیر اینصورت خیر.

وبراى هر یک بار شیر دادن شروطى وجود دارد بدین شرح:

  اینکه یک نوبت شیر دادن، عرفاً کامل باشد، وعلامت آن این‏است که کودک سیرآب مى شود ودهان از پستان برمى‏گیرد وچه بساخواب او را برباید، اما اگر از پستان ناراحت شد یا به کسى توجه کردکه با او بازى مى کند وپستان را رها کرد وسپس به خوردن شیر روى‏آورد نوبت جدیدى در شیر خوارگى شمرده نمى‏شود ودر واقع‏تکمیل نوبت اول است.

  اینکه دفعات شیرخوارگى پى در پى باشد پس اگر دو زن‏شیرده به تناوب یکى در میان به کودک شیر دهند کفایت نخواهدکرد حتى اگر این دو زن همسر ان یک مرد باشند.

آرى، اگر به کودک مقدار اندکى شیر یا قندآب در اثناى شیرخوارگى داده شود به گونه‏اى که شیر زن شیرده غذاى اصلى اوشمرده شود که گوشت وخون از آن پدید مى آید، به توالى زیان‏نمى‏رسد. اما اگر پدید آمدن گوشت وخون بواسطه غذا یاآشامیدنى، یا بواسطه هر دو آن به علاوه شیر شیرده پدید آید، ایجادمحرمیت بعید مى نماید.

  اینکه شیر خوارگى مستقیماً از طریق پستان صورت پذیرد، اماأگر شیر را از پستان بدوشند وسپس به کودک بدهند، به نظر غالب‏فقها موجب محرمیت نمى شود، زیرا دیگر رضاع نامیده نمى شودواحتیاط بهتر است بویژه اگر با این شیر گوشت وخون پدید آید.

اما در صورتیکه مکیدن پستان بوسیله لوله‏اى انجام شود که به‏پستان متصل است زیانى نمى رساند، زیرا فقها این مورد را رضاع‏مى‏شمرند واین قید در شیر خوارگى یک شبانه روز نیز آمده است.

  برخى از فقها شرط کرده‏اند که شیر خوارگى باید در حیات زن‏شیرده صورت پذیرد، پس اگر طفل شیرخوار آخرین نوبت شیرش راپس از مرک زن شیرده بخورد کفایت نمى کند، زیرا رضاع نامیده‏نمى‏شود ودر چنین موردى نباید احتیاط ترک گردد.


شرط سوم  شیرخوارگى پیش از گرفتن کودک از شیر


قرآن کریم مى‏فرماید:

وَالْوَالِدَاتُ یُرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَیْنِ کَامِلَیْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن یُتِمَّ الرَّضَاعَةَ .

ومادران بایست دوسال کامل فرزندان خود را شیر دهند، آن کسى‏که خواهد فرزند را شیر تمام دهد...

حدیث شریف:

  امام صادق‏علیه السلام نقل کرده که پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله مى فرماید: پس‏از گرفتن کودک از شیر، دیگر شیر خوارگى ورضاع نخواهد بود.

  از امام صادق‏علیه السلام نقل است که فرمود: شیر خوارگى پیش ازدوسال وپیش از آن است که کودک از شیر ستانده شود.

  حماد بن عثمان از امام صادق‏علیه السلام نقل مى کند که فرمود: بعداز گرفتن از شیر، شیر خوراگى در میان نیست. عرض کردم از شیرگرفتن چیست؟ فرمود: دو سالى که پروردگار فرموده است.


تفصیل احکام:


شرط است که شیر خوارگى در دو سال کمال یابد، اما اگر کودکى‏پس از تمام شدن دو سال شیر بخورد محرمیت میان او ودایه‏اش پدیدنمى آید، زیرا در روزهاى از شیر گرفتن بوده است.

این شرط نیست که عمر فرزند نسبى دایه کمتر از دو سال باشد،ولى بهتر است در مورد دایه احتیاط رعایت شود، چنانکه بهتر است‏درباره کودکى که از شیر ستانده شده وسپس از زن مرضعه‏اى‏شیرخورده است، اگر چه قبل از تمام شدن دوسال باشد بااحتیاطعمل شود واقوى عدم لزوم عمل به این احتیاط در هر دو مورد است‏بدین ترتیب اگر خوردن اخرین نوبت شیر پیش از آن که کودک به دوسال برسد تمام شود محرمیت ایجاد مى گردد ودر غیر این صورت‏خیر.

ملاک: گذشت بیست وچهار ماه از سن کودک شیر خواره است،نه آغاز یا پایان سال هجرى.

شرط چهارم  شیر یک مرد

حدیث شریف:

  عمار ساباطى روایت کرده مى گوید: از امام صادق‏علیه السلام‏پیرامون نوجوانى پرسش کردم که درکودکى از زنى شیر خورده‏است آیا این شخص مى تواند با خواهر رضاعى پدرى آن زن ازدواج‏کند؟ حضرت‏علیه السلام فرمود: نه، زیرا هردو خواهر از شیر یک زن تغذیه‏کرده‏اند که از آن یک مرد بوده است.

گفتم: آیا مى‏تواند با خواهر رضاعى مادرى آن زن ازدواج کند؟

حضرت‏علیه السلام فرمود: اشکالى ندارد، چون خواهرى که به کودک‏شیر نداده از مردى است غیر از مرد خواهرى است که به کودک شیرداده وچون مردان مغایر بودند اشکالى ندارد.

  محمد بن ابى نصر روایت کرده مى گوید از ابو الحسن‏علیه السلام اززنى پرسش کردم که دخترى را شیر داده است وهمسرش پسرى از زن‏دیگرى دارد. آیا پسر شوهر او مى تواند با دخترى که آن زن شیر داده‏ازدواج کند؟

حضرت‏علیه السلام فرمود: شیر از آن یک مرد است.

تفصیل احکام:

مرد شوهر محور احکام شیر خوارگى است وشیر، از آن اوتلقى مى شود ومحرمیت زمانى فراگیر مى شود که شیر از آن یک مردباشد اگرچه زنها متعدد باشند ولى در مقابل محرمیت فراگیر نمى‏شوداگر مردان متعدد باشند حتى اگر زن شیرده یکى باشد. توضیحات این‏شرط به این قرار است:

  زهرا همسر جعفر است که پسرى به نام هادى را شیر داده‏ورقیه همسر دوم جعفر دختر بچه‏اى را به نام اسماء شیر داده. پس‏هادى نمى‏تواند با اسماء ازدواج کند، زیرا هر دو، از شیرى که از آن‏جعفر همسر ومرد بوده تغذیه کرده‏اند اگر چه سخن از دو زن‏شیرده در میان است.

  سپس جعفر همسرش زهرا را طلاق مى دهد وزهرا با مرددیگرى ازدواج مى کند واز شیر خود  که پس از ازدواج دوم‏وحاملگى از همسر جدید روان گشته  دختر بچه‏اى را به نام هاجرتغذیه مى کند آیا هادى مى تواند با هاجر ازدواج کند؟

آرى! زیرا شیر از آن مرد است ودر این جا اگر چه زن شیر ده  درهر دو مورد  یکى بیشتر نیست، ولى سخن از دو مرد در میان است‏ودر روایت دیگرى نیز اشاره به حرمت نکاح این دو آمده است ولى‏فقها بدان توجهى نکرده‏اند.

  زهرا از همسر دوم خود دخترى را به نام صدیقه به دنیامى‏آورد. آیا جایز است هادى که زهرا او را شیر داده است با صدیقه‏ازدواج کند؟

خیر، جایز نیست، زیرا فرزندان نسبى زهرا بر کسانى که او شیرداده حرام هستند، ولى در صورت اختلاف همسر، فرزندان رضاعى‏آن زن، محرم همدیگر نمى شوند.

مفهوم احتیاط در رضاع‏

در برخى از فروع گذشته به احتیاط توصیه کردیم. مفهوم‏احتیاط در این جا چیست؟

احتیاط یعنى ترک ازدواج با کسانى که تردید داریم که با فرد،پیوندى رضاعى دارند ولى  از طرف دیگر  نباید به آن دختر نگاه کندوپوشش شرعى باید رعایت شود.

پس دختر از نظر ازدواج احتیاطاً محرم این پسر تلقى مى شود وازنظر نگاه کردن، بیگانه.

فراگیرى محرمیت در رضاع‏

حدیث شریف:

  از امام صادق‏علیه السلام نقل است که فرمود: حضرت على‏علیه السلام نام‏دختر حمزه را براى پیامبرصلى الله علیه وآله برد. وحضرت فرمود: آیا ندانسته‏اى‏که او دختر برادر رضاعى من است. پیامبر اکرم وعمویش حمزه ازیک زن شیر خورده بودند.

  از امام صادق‏علیه السلام نقل است که فرمود: زن را جایز نیست که‏عمو یا دایى رضاعیش او را به نکاح خود در آورد.

  عثمان بن عیسى به نقل از ابو الحسن‏علیه السلام روایت کرده مى گویدبه ایشان عرض کردم: برادرم با زنى ازدواج کرده واز او بچه‏اى به دنیاآورده است وسپس زن برادرم دخترکى را از عامه مردم شیر داده‏است. آیا جایز است با این دخترک که زن برادرم او را شیر داده‏ازدواج کنم؟

حضرت‏علیه السلام فرمود: خیر، زیرا به واسطه رضاع همان حرام مى‏شود که به واسطه نسب.

تفصیل احکام:

رضاع وشیر خوارگى، میان کودک وشیرده‏اش ونیز بین او وهمسرزن شیرده، پیوندى همچون پیوند نسبى برقرار مى سازد واین کودک‏بطور کامل فرزند آن دو است. بدین ترتیب محرمیت از طریق این دوبه نزدیکان نفوذ مى یابد. پس مادرِ زن شیرده جده او وخواهرش‏خاله او وخواهر پدر، عمه او مى گردد واگر این طفل مؤنث باشد برپسران نسبى زن شیرده محرم مى‏شود وبر پسران نسبى ورضاعى آن‏مرد بنا به تفصیلى که گذشت ونیز بر برادر زن شیرده زیرا دایى اومى‏گردد ونیز بر برادرِ مرد زیرا عموى او مى‏شود.

معیار آن است که به جاى کلمه رضاع کلمه نسب را قراردهیم وسپس ببینیم آیا پیوند خویشى محکوم به عنوان محرمى است‏که ما اورا در رضاع نیز محرم قرار مى دهیم واگر در نسب چنین نیست‏در رضاع نیز نخواهد بود. پس اگر مادر نسبى محرم است، مادررضاعى نیز محرم مى‏باشد واگر خواهر، عمه وخاله نسبى محرم‏هستند، همین خویشان از طریق رضاع نیز محرم مى‏باشند. وزنى که‏پدر نسبى من با او ازدواج کند بر من حرام مى شود ونیز اگر پدررضاعى من با زنى ازدواج کند، آن زن نیز بر من حرام مى شود وزن‏پسر نسبى من بر من حرام است چنان که زن پسر رضاعى من بر من .

اما خواهر برادر نسبى من، غیر محرم است اگر میان من وآن زن‏پیوندى جز آن نباشد، همچنین خواهر برادر رضاعى من، ومادربرادر نسبى من محرم است نه از آن نظر که مادر برادر من است، بل ازاین نظر که یا مادر من نیز هست یا زن پدر من مى‏باشد بنابر این مادربرادر رضاعى من بر من محرم نیست، اگر من وپسر عمویم از یک زن‏شیر خوردیم آیا مادر او بر من محرم مى شود؟

او محرم نیست، زیرا در شریعت عنوان محرمى با نام مادربرادر نسبى وجود ندارد تا رضاعى او محرم به شمار آید.

حکم خواهر رضاعى پسر

حدیث شریف:

على بن شعیب به ابو الحسن‏علیه السلام نوشت: زنى که یکى از فرزندان‏مرا شیر داده است، آیا من مى‏توانم با یکى از فرزندان او ازدواج کنم؟

حضرت‏علیه السلام چنین پاسخ نگاشت: این کار بر تو جایز نیست، زیرافرزندان او به منزله فرزندان تو هستند.

تفصیل احکام:

  بیشتر فقهاى ما گفته‏اند: جایز نیست، مردى با خواهران‏رضاعى پسرش ازدواج کند، زیرا آنها به منزله دختران او مى‏باشند.

ولى برخى از فقها جواز این امر را مى‏دهند، زیرا این زنان در اصل‏شرع داخل عنوان تحریمى نسبى نیستند، ولى احتیاط همان است که‏فقهاى مشهور گفته‏اند.

  تفاوتى نیست میان فرزندان صاحب شیر مرد که پدررضاعى پسرش گشته است، بین این که فرزندان نسبى یا رضاعى اوباشند.

  اما فرزندان زن شیرده، آن دسته از آنان بر پدر کودک شیر خوارمحرم هستند که فرزندان نسبى زن شیرده باشند نه فرزندان رضاعى‏او.

  باکى نیست اگر مرد با خواهر رضاعى خواهر خود یا خواهررضاعى برادر خود ازدواج کند همچنانکه در نسبى آن اشکالى نیست‏پس اگر پدر من با زن مطلقه‏اى ازدواج کند که دخترى از همسرنخست خویش دارد آیا من مى‏توانم با آن دختر ازدواج کنم؟

آرى! زیرا او علیرغم اینکه ممکن است خواهر برادر من شود ولى‏ارتباطى خویشاوندى با من ندارد، چه، نه مادر او مادر من است ونه‏پدر او پدر من. پس ازدواج با او براى من جایز است، حکم رضاعى‏او نیز چنین است زیرا خویشاوندى رضاعى پائین‏تر از نسبى است.

حکم شیر خوارگى پس از ازدواج‏

حدیث شریف:

از امام باقرعلیه السلام نقل است که فرمود: اگر مردى با دخترکى شیرخواره عقد ازدواج ببندد وزنش او را شیر دهد ازدواج او باطل‏مى‏شود.

تفصیل احکام:

چون شیر خوارگى دقیقاً همچون نسب موجب محرمیت است،پس زناشویى گذشته را باطل مى‏کند همچون که از زناشویى آینده‏مانع مى‏گردد، این حکم مسائلى دارد که ذیلاً بیان مى‏شود.

  اگر مردى با دخترکى شیرخوار ازدواج کند، ومادر یا مادر بزرگ‏ویا خواهر ویا زن پدر یا زن برادرش هر یک با شیر خود او را طبق‏شرایط شرعى تغذیة کند ازدواجش با او باطل مى شود، زیرا این‏دختر با شیر خوردن از مادر او خواهر رضاعى، و با شیر خوردن ازمادر بزرگ پدرى یا مادر بزرگ مادرى او به عمه یا خاله‏اش بدل شده‏است وبا شیر خوردن از خواهرش به دختر خواهر او تبدیل شده‏است، وبا شیر خوارگى این کودک از زن پدرش تبدیل به خواهرپدرى‏اش گشته است وبا تغذیه از شیر همسر برادرش به دختربرادرش بدل شده است وهمان گونه که این عناوین با نسب موجب‏محرمیت مى‏شود با رضاع نیز محرمیت را در پى دارد.

  اگر مردى با دخترکى شیر خوار ازدواج کند وهمسر او آن دختررا شیر دهد هر دو براى همیشه بر او حرام مى‏شوند، در صورتیکه باهمسر اول، که همسر کوچک را شیر داده، همبستر شده باشد، چراکه در این صورت، دخترک شیر خوار، دختر همسرى مى‏گردد که این‏مرد با او همبستر شده، در حالیکه همسر اولى مادر همسرش گشته،ومادر همسر به طور ابد بر شوهر حرام مى شود، در صورتیکهربیبه یعنى دختر همسر حرام مى شود به شرط همبستر شدن بامادرش.

اما در مورد مهر گفته‏اند:

از میان رفتن نکاح یعنى عدم اقتضاى چیزى. آرى اگر در باطل‏شدن عقد ولو بدون هیچ عمد وعلمى همسر بزرگ سبب شده باشد،ضامن پرداخت مهر همسر کوچک مى باشد، چه، این کار ستم است‏وخداوند به اجراى عدل دستور داده که اقتضا دارد حق هر حقدارى‏به او داده شود.

اما احتیاط آن است که ولى شیر خوار در مهر مصالحه کند، زیراشیرخوار با عقد، مستحق مهر گشته است.

آداب ومستحبات شیر خوارگى

حدیث شریف:

  از امام صادق‏علیه السلام نقل است که فرمود: شیر خوارگى بیست‏ویک ماه است وکمتر از آن ستم است بر کودک.

  کسى از امام موسى بن جعفر نقل کرده که از حضرت‏علیه السلام‏پیرامون زنى پرسیدم که از زنا کودکى آورده وپرسیدم آیا شیر اوشایستگى تغذیه را دارد؟

حضرت‏علیه السلام فرمود: نه شیر او شایستگى دارد ونه شیر دختر اوکه از زنا زاده شده است.

  در حدیث دیگرى آمده است: کودک با شیر زن گبر تغذیه‏نشود ولى با شیر زن یهودى ومسیحى که شراب ننوشد تغذیه‏مى‏شود.

  امام صادق‏علیه السلام مى‏فرماید: شیر خوارگى از زن یهودى‏ومسیحى بهتر است از زن ناصبى.

  امیر المؤمنین‏علیه السلام مى‏فرماید: بنگرید چه کسى به کودکانتان‏شیر مى‏دهد که کودک با آثار روانى همان شیر به جوانى مى‏رسد.

  پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله مى‏فرماید: نگذارید زن احمق یا زنى که چشم‏او ضعیف است به فرزندتان شیر دهد که شیر اثر وضعى دارد.

  حضرت على‏علیه السلام مى‏فرماید: براى شیر دادن بر گزینید چنان‏که براى ازدواج بر مى‏گزینید که شیر سرشتها را تغییر مى‏دهد.

  امام باقرعلیه السلام مى‏فرماید: شیر زن زیبا وخوشرو به کودکانتان‏دهید نه شیر زن زشت رو، که شیر اثر وضعى دارد.

  فضل ابو العباس از امام صادق‏علیه السلام پرسید: آیا مرد شوهرسزاوارتر است نسبت به کودک یا زن؟

حضرت‏علیه السلام فرمود: مرد، ولى اگر زن به شویش که او را طلاق‏داده بگوید: من کودکم را، با همان اجرتى که به دیگرى خواهى داد،شیر مى‏دهم در این صورت آن زن نسبت به کودک سزاوارتر است.

تفصیل احکام:

  شایسته است زنان را مانع از آن شد که کودکان مختلف مردم رابى‏هیچ قید وبندى شیر دهند، زیرا ممکن است فراموش کنند که به‏چه کسى شیر داده‏اند ومردم در حرام افتند.

  پیوند رضاعى موجب حرمت ازدواج وحلیت نگاه کردن‏مى‏شود، ولى میان طرفهاى رضاع موجب ارث نمى‏گردد، بلکه بایدبا یکدیگر با نیکى رفتار کنند واگر کودک شیر خواره از طرف مادر یتیم‏است شیر دادن او از سوى یک خانواده موجب مى‏شود او همچون‏عضوى از اعضاى آن خانواده گردد.

  مستحب است که مادر، کودک خود را با شیر خویش تغذیه‏کند، زیرا شیر او قابل جایگزینى نیست، واگر ترسید مبادا در حالت‏ندادن شیر زیانى به طفل رسد، دادن شیر بر او واجب مى‏شود.

  مدت شیر دادن دو سال کامل است ومادر باید مدت آن راکامل کند، مگر آن که بترسد زیانى به خود وارد شود.

  مادر مى‏تواند براى شیر دادن به فرزند خود از پدر فرزند اجرت‏بطلبد، ولى اگر مزدى که او خواست بیش از مزد معمول باشد پدرمى‏تواند براى فرزندش زن شیرده‏اى بگیرد که ارزانتر تمام شود.

  شایسته است پدر ومادر پیرامون از شیر گرفتن فرزند با یکدیگررایزنى ومشورت کنند.

  اگر پدرى مى‏خواهد زن شیرده اى براى فرزندش برگزیند بهتراست بهترین را انتخاب کند ونسبت به عقل، دین، رفتار، اخلاق،جمال وسلامتى او از بیماریها توجه داشته باشد که شیر اثر وضعى‏دارد.

  مکروه است که زنى یهودى یا مسیحى را براى شیر دادن برگزیند، واولى عدم اختیار زن گبر وناصبى براى شیردادن است‏مگر به هنگام اضطرار، وهمچنین کسى که شیرش از روسپیگرى‏باشد.

  فقها مى‏گویند: از آن جا که همسر برادر محرم انسان نیست‏وگاهى در یک خانه زندگى مى‏کنند، وهمى موجب مى‏شود در نگاه‏کردن به سختى افتند، لذا شیوه‏اى را پیشنهاد مى‏کنند تا این سختى ازمیان برود، وراه آن هم این است که برادر با کودکى شیر خوار ازدواج‏کند به طور مؤقت، یا به طور دائم ولى بعداً او را طلاق دهدوسپس همسر برادر او، این شیرخواره را در مدّت عقد با شیرش‏تغذیه کند به گونه‏اى که موجب انتشار حرمت گردد، در این صورت‏زن برادر، مادر رضاعى همسر او مى‏گردد که به این ترتیب براى‏همیشه محرم او خواهد بود.

  اثبات رضاع با راههاى شرعى وعقلانى دیگرى صورت‏مى‏پذیرد، همچون اعتراف وحصول یقین وآنچه اطمینان را موجب‏شود ونیز شهادت دو عادل ونظایر آن .

  اخیراً شاهد آن هستیم که رحم به اجاره گرفته مى‏شود،بطوریکه نطفه تلقیح شده زن وشوهر در رحم زنى بیگانه قرار مى‏گیردوکودک در رحم غیر از مادر رشد مى‏یابد. آیا این نیز همان حکم‏رضاع را دارد به این اعتبار که کودک در طول چند ماه از آن زن تغذیه‏کرده تا آن که عرفاً مادر او تلقى مى‏شود یا آن که چنین نیست وآن زن‏نیز همچون دیگر زنان بیگانه است؟

احوط واقوى آن است که این زن مادر رضاعى به شمار مى‏آیدواحکام رضاع بر او بار است، واین از ظاهر آیه مبارکه: وَأُمَّهَاتُکُمُ‏الَّلاتِی أَرْضَعْنَکُمْ فهمیده مى‏شود واللَّه العالم.

  دیگر محرمات‏

الف  محرمات سببى

قرآن کریم:

  وَهُوَ الَّذِی خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَصِهْراً....

و او کسى است که از آب انسانى آفرید، و او را دارى پیوند نسبى‏و سببى گردانید...

  وَلَا تَنْکِحُوا مَا نَکَحَ آبَاؤُکُمْ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ کَانَ فَاحِشَةًوَمَقْتاً وَسَاءَ سَبِیلاً * حُرِّمَتْ عَلَیْکُمْ أُمَّهَاتُکُمْ وَبَنَاتُکُمْ وَأَخَوَاتُکُمْ وَعَمَّاتُکُمْ‏وَخَالَاتُکُمْ وَبَنَاتُ الْأَخِ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُکُمُ الَّلاتِی أَرْضَعْنَکُمْ وَأَخَوَاتُکُم‏مِنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِکُمْ وَرَبَائِبُکُمُ اللَّاتِی فِی حُجُورِکُم مِن نِسَائِکُمُ اللَّاتِی‏دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَمْ تَکُونُوا دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْکُمْ وَحَلاَئِلُ أَبْنَائِکُمُ الَّذِینَ‏مِنْ أَصْلاَبِکُمْ وَأَن تَجْمَعُوا بَیْنَ الْأُخْتَیْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ کَانَ غَفُوراًرَحِیم.

زن پدر را نباید به نکاح درآورید بعداز نزول این حکم مگرآنچه از این پیش در زمان جاهلیت کرده‏اید، که خداوند از آن‏درگذشت، زیرا کارى است زشت ومبغوض خدا وعملى بس قبیح است.حرام شد بر شما ازدواج با مادرانتان، ودخترانتان، وخواهرانتان،وعمه‏هایتان، وخاله‏هایتان، ودختران برادر، ودختران خواهر، ومادران‏رضاعى، وخواهران رضاعى، ومادران زنانتان، ودختران زنانتان که دردامن شما تربیت شده‏اند، اگر با آن زنان همبستر شده‏اید، ولى اگر با آنان‏همبستر نشده‏اید وطلاق دهید باکى نیست بر شما که با دختران آنان‏ازدواج کنید ونیز حرام شد بر شما ازدواج با زن فرزندان صلبى نه‏زن پسر خوانده شما ونیز حرام شد جمع میان دو خواهر یعنى که دریک وقت هر دو را به زنى گیرند مگر آنچه پیش از نزول این حکم درعصر جاهلیت اتفاق افتاده است، که خدا از آن درگذشت، زیراخداوند در حق بندگان بخشنده ومهربان است.

حدیث شریف:

  از ابو جعفرعلیه السلام نقل است که فرمود: .. هرگاه مردى با زنى‏بحلال ازدواج کرد این زن بر پدر وپسر آن مرد حلال نگردد.

  از ابو عبد اللَّه‏علیه السلام پیرامون مردى پرسش کردند که میان او وزنى‏فجور وعمل زشتى رخ داده است، از حضرت‏علیه السلام پرسیدند: آیا این‏مرد مى‏تواند با دختر آن زن ازدواج کند؟

حضرت‏علیه السلام فرمود: اگر در حد بوسه ونظایر آن بوده مى‏تواند بادختر او ازدواج کند، ومى تواند اگر خواست با خود او ازدواج‏کند.

  به نقل از عیاشى در تفسیر او از ابو حمزه به روایت از ابو جعفرامام باقرعلیه السلام درباره مردى سؤال شده است که با زنى ازدواج کرده‏وپیش از دخول طلاقش داده، آیا دختر این زن بر آن مرد حلال‏است؟

حضرت‏علیه السلام فرمود: امیر المؤمنین در این باره داورى کرده است؛اشکالى ندارد، خداوند مى‏فرماید: وَرَبَائِبُکُمُ اللَّاتِی فِی حُجُورِکُم مِن‏نِسَائِکُمُ اللَّاتِی دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَمْ تَکُونُوا دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْکُمْ

وحرام شد بر شما ازدواج با دختران زنانتان که در دامن شما تربیت‏شده‏اند، اگر با آن زنان همبستر شده‏اید، ولى اگر با آنان همبستر نشده‏ایدوطلاق دهید باکى نیست بر شما که با دختران آنان ازدواج کنید.

ولى اگر با دختر ازدواج کند وسپس او را طلاق دهد پیش از آن که‏دخولى صورت گیرد مادر آن زن بر آن مرد حلال نگردد.

راوى گوید: عرض کردم آیا این دو یکسان نیستند؟

حضرت‏علیه السلام فرمود: نه این یکى همچون آن یکى نیست.خداوند مى‏فرماید: وَأُمَّهَاتُ نِسَائِکُمْ یعنى ومادران زنانتان، دراین مورد همچون آن مورد استثنایى نکرده، این یکى مبهم است‏وشرطى ندارد ولى آن یکى مشروط به دخول است.

  از حضرت باقرعلیه السلام روایت شده است که فرمود:

مرد نمى‏تواند با دختر برادر، ویا دختر خواهر همسرش به عنوان‏هووى عمه ویا خاله ازدواج کند مگر با اجازه همسر اول که عمه یاخاله همسر دوم است، ولى مى‏تواند با عمه ویا خاله همسرش‏بدون اجازه دختر برادر ویا دختر خواهر او، ازدواج کند.

تفصیل احکام:

تعریف: مصاهره یا پیوند سببى: پیوندى است میان یکى از دوطرف با خویشاوندان دیگرى که به واسطه ازدواج یا ملک یمینخواه تملک عین رقبه باشد یا تملک منفعت همچون تحلیلحاصل مى‏شود، یا به واسطه وطء شبهه یا زنا یا نظر کردن ولمس‏کردن در یک مورد که تفصیلش مى‏آید.

  همسران هر یک از پدر هرچه بالا رود، و پسر هرچه پایین آید،چه از روى نسب باشد یا رضاع، عقد دائم باشد یا متعه، به مجردعقد، حتى اگر دخولى صورت نگرفته باشد بر دیگرى حرام گردد ودراین رهگذر میان آزاد وبرده در زوجین وپسر وپدر تفاوتى نیست.

  بر شوهر مادر همسر حرام مى‏شود به مجرد عقد، حتى درصورتى که دخول صورت نگرفته باشد هرچه بالا رود همچون‏مادر بزرگ ومادر مادر بزرگ او خواه نسبى باشد یا رضاعى. ونیزحرام مى‏شود دختر همسر به شرط حصول دخول، خواه دختر زن دردامان همسر رشد وتربیت یافته باشد یا چنین نباشد، حتى اگر این‏دختر پس از طلاق وازدواج با شوهرى دیگر به دنیا آمده باشد.

  جایز نیست کسى با دختر برادر زنش، ویا دختر خواهر زنش‏ازدواج کند، مگر با اجازه ویا رضایت این دو که عمه ویا خاله همسرجدید مى‏باشند، بدون آن که تفاوتى باشد میان عقد دائم یا غیردائم یا آن که عمه وخاله علم داشته باشند به این ازدواج یا ندانند،واگر راضى شدند وسپس رجوع کردند عقد صحیح خواهد بود،وبنابر اقوى عکس آن جایز است ازدواج با عمه زن یا خاله زن پس‏از ازدواج با دختر برادر یا دختر خواهرش، اگرچه عمه وخاله از مسأله‏ناآگاه بوده باشند.

ب  آن که با زنا حرام مى‏گردد

حدیث شریف:

  محمد بن مسلم در روایت صحیح به نقل از امام باقر یا امام‏صادق‏علیهما السلام نقل کرده که از حضرت‏علیه السلام درباره مردى پرسیدند که بازنى زنا مى‏کند، آیا آن مرد مى‏تواند با دختر او ازدواج کند؟

حضرت‏علیه السلام فرمود: نه، ولى اگر زنى همسر او باشد، و بعد از آن‏با مادر یا خواهر او زنا کند، همسرش بر او حرام نگردد چرا که حرام‏نمى‏تواند حلال را فاسد وباطل کند.

  در حدیث ابن صباح کنانى به نقل از امام صادق‏علیه السلام آمده است‏که: هر گاه مردى با زنى زنا کرد دختر آن زن هرگز بر او حلال نگردد،واگر قبلاً با دختر او ازدواج کرده باشد ودخولى صورت نپذیرفته‏باشد، این ازدواج باطل مى‏گردد، واگر با دختر او ازدواج کرده باشدودخول هم صورت گرفته باشد وسپس با مادر دختر فجورى عمل‏منافى عفّت انجام دهد، این عمل ازدواج این مرد با دختر آن زن رافاسد وباطل نمى‏سازد در صورتى که دخول صورت گرفته باشدواین است مفهوم آن سخن که حرام، حلال را تباه نسازد.

  ابو بصیر از حضرت صادق‏علیه السلام درباره مردى سؤال کرد که آن‏مرد با زنى زنا کرد وسپس به نظرش آمد که با او ازدواج کند؟

حضرت‏علیه السلام فرمود: حلال است، آغاز آن سفاح زنا بوده،وپایانش نکاح است، آغاز آن حرام بوده، وپایان آن حلال.

تفصیل احکام:

  زنایى که پس از ازدواج پیش آید موجب حرمت نمى‏شود،البته مشروط بر آن که پس از دخول باشد، پس اگر مردى با زنى‏ازدواج کرد وسپس با مادر یا دختر او زنا کرد زنش بر او حرام‏نمى‏شود، ولى اگر پیش از دخول باشد احتیاط آن است که این زن راترک کند.

  اگر پدر با همسر پسرش زنا کند، این زن بر پسر او حرام‏نمى‏گردد ونیز اگر پسرى با همسر پدرش زنا کند آن زن بر پدرش حرام‏نمى‏گردد.

لواط نیز اگر پس از ازدواج صورت گیرد ازدواج صحیح را از میان‏نمى‏برد، پس اگر مردى بعد از ازدواج، با برادر زنش یا پدر یا پسر اووالعیاذ باللَّه  لواط کند همسرش بر او حرام نمى‏گردد اگرچه‏احتیاط، جدا شدن از آن زن است.

  اگر زنا پیش از ازدواج صورت گرفته باشد، پس اگر با عمه یاخاله بوده باشد موجب حرمت دختران آن دو مى‏گردد، واگر با غیر ازعمّه یا خاله صورت گرفته باشد احوط، تحریم است.

  در حکم سابق، تفاوتى نیست میان این که زنا از پیش صورت‏گرفته باشد یا از عقب.

  برخى وطء به شبهه را در موجب شدن حرمت، همچون زنادانسته‏اند، البته اگر پیش از نکاح باشد، بر خلاف این که پس از آن‏باشد واین احوط است.

موارد شک‏

  اگر در وقوع وعدم وقوع زنا شک شود بنا بر عدم آن گذاشته‏مى‏شود.

  اگر شک شود که زنا پیش از ازدواج بوده یا پس از آن، بنابر این‏گذاشته مى‏شود که پس از ازدواج بوده است.

  تفاوتى نیست میان این که زنا اختیارى یا اجبارى بوده باشد،یا آن که زنا کننده بالغ یا غیر بالغ بوده باشد، وچنین است زنى که زناداده وهمه این احکام مشروط بر صدق فجور وزناست بر افعالشان.

  اگر مردى دانست با یکى از دو زن زنا کرده ولى یقین حاصل‏نکرد با کدام یک، احتیاط کردن بر او واجب است اگر هر یک از آن دوزن، مادر یا دختر دارند، اما اگر یکى از آن دو زن، مادر ودختر نداشته‏باشد ظاهراً ازدواج با مادر یا دختر دیگرى جایز است.

ج  حرمت جمع دو خواهر

قرآن کریم مى‏فرماید: ...وَأَن تَجْمَعُوا بَیْنَ الْأُخْتَیْنِ....

ونیز حرام شد جمع میان دو خواهر...

  در صحیح محمد بن قیس از ابو جعفرعلیه السلام آمده است که‏فرمود: امیر المؤمنین‏علیه السلام درباره دو خواهر داورى کرده که مردى‏یکى از آن دو را به ازدواج در آورده است وپس از حامله شدن‏طلاقش داده است وسپس از خواهرش خواستگارى کرده است‏وپیش از آن که خواهرش وضع حمل کند، این دو خواهر را با یکدیگرجمع کرد یعنى با خواهر مطلقه‏اش ازدواج کرد وامیر المؤمنین‏دستور داد آخرى را رها کند تا خواهر مطلقه‏اش وضع حمل کند،وسپس از او خواستگارى کند، ودو بار به او مهر بپردازد.(

  در قرب الاسناد به نقل از امام رضاعلیه السلام آمده است که ازحضرت‏علیه السلام پیرامون مردى پرسش کردم که زنى دارد، آیا او مى‏تواندخواهر آن زن را متعه کند؟

حضرت‏علیه السلام فرمود: خیر.(

  از فروع کافى از حضرت باقر ویا امام صادق علیهما السلام نقل شده که‏درباره مردى که با دو خواهر در یک عقد ازدواج کرد حضرت‏علیه السلام‏فرمود: اختیار با مرد است که هر یکى را خواست نگه مى‏داردودیگرى را رها بسازد.(

تفصیل احکام:

ازدواج کردن با دو خواهر در یک وقت، حرام است، واینک فروع‏این مسأله:

  بر مرد جایز نیست در ازدواج دو خواهر را با هم جمع کند،خواه ازدواج دائم باشد یا موقت، چه خویشاوندى، این دو خواهرنسبى باشد یا رضاعى.

  اگر مردى با زنى ازدواج کند وسپس خواهر او را به عقد درآورد، عقد دومى باطل خواهد بود خواه پس از دخول بر اولى باشدیا پیش از آن، واگر بر دومى دخول کرد اولى بر او حرام نمى‏گردد،زیرا ازدواج با اولى حلال و با دومى حرام بوده، وحرام، حلال راباطل نسازد.

  اگر همزمان دو خواهر را باهم عقد کرد یا یکى را عقد کردووکیلش در همان زمان دومى را به عقد او در آورد هر دو عقد باطل‏گردد، اگر چه این سخن هم موجه است که یکى از آن دو رابرمى‏گزیند که در این صورت عقد دومى باطل مى‏گردد.(

  اگر مردى دو خواهر را به عقد در آورد، سپس شک کند کدام‏عقد پیشتر بوده یا در همزمانى آنها تردید نماید، بنا به احتیاط هر دوعقد محکوم به بطلان مى‏باشد.

  اگر مردى با یکى از دو خواهر ازدواج کرد وسپس او را طلاق‏رجعى داد، جایز نیست با خواهر دیگرش ازدواج کند، مگر آن که‏اولى از عده بیرون آید، واگر طلاق به سبب عیبى که به فسخ‏مى‏انجامد، یا طلاق خلع بود، آن مرد مى‏تواند  حتى قبل از تمام‏شدن عده  با دیگر خواهرش ازدواج کند، ودر این هنگام زن‏نمى‏تواند از بذل  یعنى پولى یا چیزى که در طلاق خلع به شوهربخشیده  رجوع کند، زیرا طلاق دیگر رجعى نمى‏شود.

  اگر مردى با یکى از دو خواهر زنا کرد، مى‏تواند در مدت‏استبراء اولى مدتى که زن زنا داده باید به جاى عده صبر کند( بادومى ازدواج کند. وهمچنین است اگر به شبهه با او نزدیکى کرده‏باشد واحوط اعتبار خروج است از عده، بویژه اگر از طرف مرد شبهه‏باشد واز طرف زن، زنا به سبب آگاهى آن زن به اینکه آن مرد شوهر اونیست، بنا بر نص خاص که از معصومین وارد شده است.

  در روایات مستفیض آمده است که هرگاه شخص با زنى ازدواج‏موقت متعه( کند وسپس مدتش به سر آید جایز نیست با خواهر اوازدواج کند، مگر پس از انقضاى عدّه او.

د  حرمت ازدواج زن در عدّه‏

قرآن کریم:

  ...وَلَا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ النِّکَاحِ حَتَّى‏ یَبْلُغَ الْکِتَابُ أَجَلَهُ...(.

وعزم عقد وازدواج مکنید تا زمان عده آنها به سر آید...

  فَإِن طَلَّقَهَا فَلاَ تَحِلُّ لَهُ مِن بَعْدُ حَتَّى‏ تَنکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ فَإِن طَلَّقَهَا فَلاَجُنَاحَ عَلَیْهِمَا أَنْ یَتَرَاجَعَ(.

پس اگر باز زن را طلاق سوم( داد دیگر براى او حلال نیست که‏رجوع کند( مگر آن که به نکاح مردى دیگر در آید، وهر گاه آن شوهردوم زن را طلاق دهد، زن با شوهر اول که سه طلاق داده( مى‏توانندبه زوجیت بازگردند...

حدیث شریف:

  حلبى به نقل از امام صادق‏علیه السلام مى‏گوید: اگر مردى در مدت‏عدّه زنى با او ازدواج کرد وبر او دخول نمود دیگر آن زن تا أبد بر اوحلال نگردد چه مرد عالم باشد یا جاهل، ولى اگر دخول نکرده‏باشد، براى جاهل حلال است یعنى مى‏تواند بعد از تمام شدن عده‏با او ازدواج کند( ولى براى دیگر که آگاه بوده( حلال نمى‏شود.(

  محمد بن مسلم مى‏گوید: از امام صادق‏علیه السلام پیرامون مردى‏پرسیدم که با زنى در عدّه او ازدواج کرده است؟

حضرت‏علیه السلام فرمود: آن دو از هم جدا مى‏شوند وهرگز آن زن بر اوحلال نگردد.(

  اسحاق ابن عمار مى‏گوید: به ابو ابراهیم‏علیه السلام عرض کردم به ماخبر رسیده است که پدرتان فرموده اگر مردى با زنى در مدت عده‏اش‏ازدواج کند دیگر آن زن بر آن مرد حلال نگردد؟

حضرت‏علیه السلام فرمود: این در صورتى است که عالم باشد، ولى اگرجاهل باشد از آن زن جدا مى‏شود وآن زن عده نگه مى‏دارد وسپس ازنو ازدواج مى‏کند.(

  زراره از امام صادق‏علیه السلام روایت مى‏کند که حضرت‏علیه السلام فرمود:عده وحیض از آن زنان است، پس اگر زنى در مورد آن ادعایى کردتصدیق مى‏شود.(

تفصیل احکام:

  جایز نیست مرد با زنى ازدواج کند که در عده همسر قبلى خوداست، خواه ازدواج او دائم بوده یا موقت، وخواه عده طلاق بائن(باشد یا رجعى یا عده وفات یا عده وطء به شبهه .

  اگر مردى در این حالت با زنى ازدواج کند چنانچه هر دو ازحکم وموضوع آگاهى داشته‏اند یا حتى یکى از آن دو آگاهى داشته‏باشد چه با آن زن مباشرت کرده باشد یا خیر آن زن براى همیشه براین مرد حرام گردد.

  ونیز نکاح براى همیشه حرام مى‏شود اگر هر دو جاهل باشند،ولى مشروط به آن که مرد با زن آمیزش نماید.

  تفاوتى نیست میان ازدواج دائم ومتعه ویا این که آمیزش ازطریق طبیعى یا غیر طبیعى صورت گرفته باشد.

  محور حکم، آگاهى مرد است. پس اگر مرد نسبت به حرام‏بودن ازدواج در عده آگاهى نداشت یا نمى‏دانست که زن مورد بحث‏همچنان در عده به سر مى‏برد، آن زن بر او حرام نگردد، حتى اگرکسى که مباشرت به اجراى عقد ازدواج کرده است آگاه بوده باشد،مثل این که وکیل آگاه او به رغم دانستن حکم تحریم اقدام به اجراى‏عقد کرده باشد، یا ولى آگاه او کار تزویج را صورت داده باشد که دراین صورت آن زن بر آن مرد حرام نمى‏گردد.

  اگر مردى در زنى که مى‏خواهد با او ازدواج کند شک کرد که آیادر عده است یا نه، ونداند که او قبلاً در عده بوده است مى‏تواند با اوازدواج کند. ونیز اگر قبلاً بداند که او در عده بوده وتردید داشته باشدکه همچنان در عده است، وزن به او بگوید که عده‏اش به پایان رسیده‏است.

  اگر اجمالاً بداند که یکى از دو زن مورد نظر در عده است، ولى‏نداند کدام یک، باید ازدواج با هر دو را ترک گوید، واگر با یکى از آن‏دو ازدواج کند ازدواج باطل است، ولى این ازدواج حرمت همیشگى‏به دنبال ندارد، زیرا اطمینانى در کار نیست که این ازدواج در عده‏صورت گرفته باشد، مگر آن که با هر دو ازدواج کند که در این صورت‏یکى از آن دو  بطور اجمالى  بر او حرام مى‏گردد، وباید هر دو راطلاق دهد.

  اگر مردى زنش را طلاق بائن داد، آن زن باید عده نگه دارد،پس اگر آن مرد خواست در این عده، آن زن را دو باره به عقد خوددرآورد، جایز است، زیرا عده از او بوده نه از دیگرى.

ه  احکام ازدواج با زن شوهردار

حدیث شریف:

  در موثق ادیم به نقل از امام صادق‏علیه السلام آمده است که فرموده:زنى که ازدواج کند در حالى که شوهر دارد، از هم جدا شوند ]یعنى‏از شوهر جدید[ وهرگز با هم ازدواج نکنند.(

  در موثق زراره به نقل از امام باقرعلیه السلام درباره زنى که شوهرش‏مفقود شده، یا خبر مرگ شوهرش را آورده‏اند، و او ازدواج کرده‏سپس شوهرش باز آمده واو را طلاق داده‏است.

حضرت فرمود: این براى هر دو شوهر یک عده سه ماهه نگه‏مى‏دارد، وشوهر دومى براى همیشه حق ندارد با او ازدواج کند.(

تفصیل احکام:

  ازدواج با زن شوهردار، مانند ازدواج با زنى که در عده است،موجب حرمت ابدى مى‏گردد.

  اگر مردى با زنى که شوهر دارد، با آگاهى از شوهردار بودنش،ازدواج کند آن زن مطلقاً بر او حرام گردد خواه با او آمیزش کرده باشدیا خیر.

  اگر با جهل با آن زن ازدواج کرده باشد تنها اگر با او آمیزش کرده‏باشد حرامش گردد.

الحاق فرزندان در ازدواج با زن عده‏دار

حدیث شریف:

  در مرسل جمیل بن صالح به نقل از برخى اصحابش به نقل ازامام‏علیه السلام درباره زن عده دارى که در عده، ازدواج کرده آمده است..آن دو از هم جدا شوند، وبراى هر دو شوهر یک عده نگه دارد واگرپس از شش ماه یا بیشتر کودکى به دنیا آورد از آن دومى است، واگرپیش از شش ماه کودکى به دنیا آورد این کودک از آن اولى است.(

  از زراره آمده است که گفت.. از امام صادق‏علیه السلام پیرامون‏مردى پرسش کردم که زنش را طلاق داد وسپس آن زن بعد از گذشت‏عده ازدواج کرد، و پس از پنج ماه کودکى آورد، پس آن کودک از آن‏اولى است واگر در کمتر از شش ماه کودکى آورد از آن مادر وپدر اولى‏اوست، واگر پس از شش ماه کودکى آورد از آن دومى است.(

تفصیل احکام:

  اگر مردى با زنى که در عده است ازدواج کرد، و بدون آن که‏بداند آن زن در عده بوده، با او آمیزش کند، وآن زن، با آن که شوهرسابقش با او آمیزش کرده بوده حامله مى‏گردد وسپس زن، کودکى رابه دنیا مى‏آورد، از نظر این که آیا کودک از اولى است یا دومى‏احکامى دارد بر اساس مدتى که از آمیزش با این یا آن مى‏گذرد:

الف  اگر از آمیزش شوهر دوم با زن کمتر از شش ماه گذشته وازآمیزش همسر اول بیشترین مدتى که براى حاملگى لازم است‏نگذشته باشد، فرزند به شوهر اول ملحق مى‏شود.

ب  اگر از آمیزش اول بیشترین مدت حاملگى گذشته واز آمیزش‏دومى شش ماه یا بیشتر تا مدتى کمتر از بیشترین زمان حاملگى‏گذشته باشد، فرزند به شوهر دوم مى‏رسد.

ج  اگر از آمیزش اول بیشترین مدت حاملگى گذشته واز آمیزش‏دومى کمتر از شش ماه گذشته باشد، کودک به هیچ یک نمى‏رسد.

د  اگر از اولى شش ماه یا بیشتر گذشته باشد، واز دومى نیزچنین، نظر اقوى آن است که فرزند در صورت نبودن نشانه‏هاى دیگر همچون آزمایشهاى علمى مورد اطمینان که آن را به اولى مى‏رساند به دومى مى‏رسد.

ه  همین حکم منطبق است اگر ازدواج با شوهر دوم پس از تمام‏شدن عده اول صورت گرفته باشد، وشک کنند که فرزند به که‏مى‏رسد.

تداخل دو عده‏

اگر دو عده در زن جمع شد همچون عده وطء به شبهه وعده‏طلاق یا عده وفات ونظایر آن. آیا این دو عده باهم تداخل مى‏یابند یاتعدد واجب است؛ یعنى عده‏ها از هم جدا گرفته مى‏شوند؟

در این مورد احوط، ترتیب احکام تعدّد است.

و  حرمت ازدواج در حال احرام

حدیث شریف:

  از امام صادق‏علیه السلام آمده است که فرمود: ... وشخص مُحرِم‏اگر با علم به اینکه ازدواج در حال احرام حرام است، ازدواج کند آن‏زن دیگر بر او حلال نگردد.(

  ونیز مى‏فرماید: مُحرِم نباید ازدواج کند و نباید کسى را به‏ازدواج کسى در آورد واگر ازدواج کرد، یا براى کسى که مُحرِم نیست‏عقد ازدواج جارى کند، تزویجش باطل است.(

  از ابو جعفرعلیه السلام نقل است که فرمود: امیر المؤمنین پیرامون‏مردى داورى کرد که در حال احرام زنى را به عقد خود درآورده بود،امیر المؤمنین به او حکم کرد که رهایش کند ونکاح او را به چیزى‏نگیرد تا آن گاه که از احرام بیرون آید، پس هر گاه مُحِل شد او را اگرخواست خواستگارى کند، وخانواده زن اگر خواستند او را تزویج‏کنند، واگر نخواستند تزویج نکنند.(

  از امام صادق‏علیه السلام نقل است که فرمود: اگر شخص مُحرِم درحال احرام ازدواج کرد میان آن دو جدایى اندازند ودیگر براى همیشه‏نزد هم باز نگردند.(

تفصیل احکام:

  جایز نیست مرد مُحرِم، زنى مُحرِم یا مُحِل را در هر شرایطى به‏عقد خود در آورد.

  هر گاه ازدواج با علم به حرمت صورت گرفت آن زن براى‏همیشه بر آن مرد حرام گردد خواه با او آمیزش کرده باشد یا خیر.

  اگر ازدواج با جهل صورت گرفته باشد بنابر اقوى‏ آن زن بر آن‏مرد حرام نگردد چه با او آمیزش کرده باشد یا نه، ولى به هر حال عقدباطل است.

  در باطل بودن ازدواج وتحریم همیشگى تفاوتى نیست در این‏که احرام براى حج واجب باشد یا مستحب، و یا عمره واجب باشدیا مستحب، ونیز تفاوتى نیست بین اینکه ازدواج به عقد دائم باشد یامتعه.

  اگر فرد شک کرد که تزویجش در احرام بوده یا پیش از آن، بنارا بر این مى‏نهد که در حال احرام نبوده است.

  اگر در حال احرام وبا آگاهى از حکم وموضوع ازدواج کردوسپس در یافت که احرامش فاسد بوده، عقد او صحیح است‏وموجب تحریم نمى‏شود.

  مُحرِم مى‏تواند محلّى را وکیل کند که پس از بیرون آمدن او ازاحرام تزویجش کند، ونیز مى‏تواند محرمى را وکیل گرداند که پس ازاحلال هر دوى آنها یعنى وکیل وموکّل( تزویجش کند.